|
خدايا دلم ميخواد گريه كنم اونقدر گريه كنم كه وقتي ديگه اشكي تو چشام نموند از اتاق برم بيرون و ببينم كه همه ي اينا يه خواب بوده . خدايا باورم نشد 2هفته بود يا شايدم بيشتر همش باهام سردي مي كرد ديگه از اون رابطه صميمي كه هميشه حرفشو ميزد خبري نبود .هرچي تو اين دو هفته ازش پرسيدم آخه چي شده داري اينجوري ميكني گفت هيچي ...روز آخرم پشتشو كرده به من.ميگه هركاري دوست داري بكن . اشك تو چشام جمع شد اينه اون آدمي كه من اون همه دوسش داشتم؟اون حتي اينقدر واسه من احترام قائل نشد كه بياد بگه چرا از دست من ناراحته... به خدا مي نشستم واسش توضيح ميدادم كه داره در مورد من اشتباه فكر ميكنه روز آخر بدجوري دلمو شكست فقط گفتم خدايا به خودت سپردمش 1000تيكه شدم اما ديگه واسم نبود خوردم كرد تحقيرم كرد با اين كاراش پيش همه سكه ي يه پول شدم .حالا هم راه ميفته پيش همه ميگه فلاني منو پيچوند . ديروزز كه با دوستام دور هم جمع شده بوديم بچه ها يه sms خوندن كه " بعضي آدما رو حتي شده آژانسم بگيري كه زودتر گورشونو از زندگيت گم كنن بيرون" جلوي همه ميگه آره موافقم بعد منو نگاه ميكنه آخه اين حرف يعني چي؟اينجوري عقدتو كامل خالي كردي؟ منو پيش همه بدنام كردي؟خيات راحت شد؟ آفرين به تو كه خوب بلدي بقيه رو بسوزوني خداوندا تو كه از حرفاي نگفته ي تو دلم خبر داري !!! تو كه ديدي با من چيكار كرد؟ ديگه طاقت ندارم فقط منو از اين وضعيت نجات بده .بنده ي تو شيما
امروز می خوام یه قصه ای رو تعریف کنم. خدا جونم گوش میدی؟ یکی بود و یکی نبود. یه دختر کوچولو بود شاد و سر زنده گاهی این دنیا ضدحالای اساسی بهش میزد ولی اون دختر کوچولو تحمل می کرد و می گفت اینم میگذره مثه همه ی خوبی ها و بدی های دیگه که اومد و گذشت .اون دختر کوچولو مثل بقیه ی بچه ها رویاهای زیادی تو سرش بود گذشت و گذشت تا بزرگ شد .یه روزی احساس کرد که شاهزاده ی رویاهاش رو پیدا کرده این دنیای بزرگ گشت و گشت تا قرعه ی دل این دختر رو به اسم اون شاهزاده زد. حالا این دختر کوچولو شاهزادشو خیلی دوست داره ولی حیف شاهزاده خبر نداره که دختر کوچولو دوسش داره . حالا هر شب اون دختر کوچولو دعا میکنه که .... خدایا منم واسش دعا میکنم. دعاشو مستجاب کن.
نمی دونم فردا روز خوبیه یا بد.قاعدتا از ظاهرش باید خوب باشه ولی به دلم بد افتاده خدایا خودت کمک کن
سخت ترین چیز تو دنیا شکستن غروره. امروز تا جایی که تونستم از دستش گریه کردم.مگه من مجبورش کرده بودم؟؟؟؟؟؟؟ اگه هزار بار بهم فحش میداد به خدا خیلی بهتر از این کاری بود که انجام داد. میگن بخشش از بزرگانه ولی من جای دختر اونم به خداوندی خدا هرگز نمی بخشمش اون اشک یه دختر ۲۱ ساله رو در آورد. آقای ایکس امروز بدجوری دل منو شکستی می سپارمت به خدا و هرگز ازت نمی گذرم
سلام به همه
۲۱سال پیش یه دختر کوچولو ساعت ۱۰ صبح به دنیا اومد. مامانش اینا اسم اون کوچولو رو گذاشتن شیما .اینجا یه جشن تولد کوچیکه که هر کسی که دوس داره می تونه شرکت کنه و منو خوشحال کنه
اولش که دعوا کردیم خیلی بهم برخورد . ولی بعدش فکر کردم همش تقصیر منه و من بد صحبت کردم در نتیجه فکر کردم که باید ازش معذرت خواهی کنم ولی نمی دونستم این قدر حقیره که ارزش عذر خواهی رو نداره . من کاری رو که فکر کردم درسته انجام دادم . اون آدم بی شخصیتی بود به من ربطی نداره من نشون دادم که شخصیتم در حد یک آدم فهمیدس .اگر تموم دنیا هم من رو سرزنش کنن برام نیس مهم منم که کاری رو که فکر کردم درسته انجام دادم بقیش رو هم می سپارم به خدا که بهش بفهمونه چقدر حقیره
سلام خدا جون مهربونم. من امشب اومدم اینجا که یه اعترافی کنم خدای خوب و مهربونم یادته من همیشه می گفتم که تنها نیستم؟ اما حالا که فکر میکنم می بینم من تمام مدت سر خودمو گول مالیدم این حرف رو زمانی که خیلی کوچولو بودم شنیدم که حضرت فاطمه یه روز به بچه هاش میگه اگه دوست دارین دعای خودتون زود برآورده بشه از ته دل واسه ی دیگران دعا کنید. هرگز نفهمیدمش تا به امروز وای خدای منننننننننننننننننننننننننننن نمی دونی که چقدر دوست دارم خیلی خوشحالم که به تو رسیدم .من دیگه هرگز تنها نیستم
وای خداوندا. به خاطر حرف ....... که اصلا قد یه پشه هم ارزش نداره امروز(۲/۵/۸۹) الکی ذهنم درگیر شد. ولی من خانومی کردمو جوابشو ندادم حالا وقتشه که تلافی کنم. از اونجایی که می گن باید با پنبه سر برید منم همین کار رو می کنم. با بد کسی در افتادی
خدايا همين 2 روز پيش بود كه فهميدم همين مهر كه بياد 21 سالم تموم ميشه
بعضي آدمايي كه تو زندگيت مبيني واقعا بيشعورن يكي بود يكي نبود. يه كبوتر كوچولو و مهربون واسه ي خودش زندگيشو مي كرد. اين كبوتر به دل بستن رو بلد نبود ولي ذاتا مهربون و بي ريا بود كبوتر كوچولو خيلي غصه خورد. خيلي دعا كرد ولي هچ فايده اي نداشت .حالا ديگه كبوتر كوچولو نمي دونه دل بستن كار خوبيه يا نه. اين قدر بدي ديد كه ديگه نمي تونه دل ببنده. حالا كبوتر كوچولو دلشو فقط و فقط واسه ي خودش و خدا نگه داشته و مثل اولا شده به قول شاعر يا يه دوست قديمي: معرفت در گراني است... به هر كس ندهندش.........
|
About
من شیما هستم.متولد مهر سال 1368- Archivesدی 1390دی 1389 آذر 1389 مهر 1389 مرداد 1389 تیر 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 Links
تغییر شکل موس |